و من در هیأت گازهای چسبناکی روی میز اتاق عمل،در انتظار مرگِ تو هستم. خون لای تار وپودِ پیدایم خودش را ول می‌کند آرام،از دهانم تو می‌رود وَ چکه می‌کند از ناف‌ام ، با صدایِ گرفته‌ی بنان از دهانِ بهیارِ شب. من هی اضافه می‌شوم برمیز.هی انبار می‌شوم بر هم . بوی خونِ تازه می‌دهد بدنم وَ تو در نهایتِ هوشِ غایب‌ات تن‌ات را نصف می‌کنی. نیمی برای خودت،نیمی برای "الهه‌ی ناز"که قانقاریا همین است که می‌بینی ... صدای ارّه می‌آید. صدای ارّه می‌رود. از لوله‌ی وصلِ دهانت صدا رد می‌شود : دنیا جای خوبی نبود. من جمع می‌شوم توی کاسه و جماعتی زیربغلم را گرفته می‌برند. و فقدانِ جان در این نیمه‌ی مانده بر تخت، مَکرِ آخرِ توست برای آن‌که تنها بروی ... برای آن که تنها بمانم...

 
/ 8 نظر / 10 بازدید

hamishe hamine.. kash ye tor e dige bud

D.A.P

سلام ... با جديدترين آهنگهام آپم..... منتظر حضور گرم و سازندتون هستم....[لبخند]

میم جان

اگر مرا از آغوش تو تشییع کنند..

D.A.P

سلام ... با جديدترين آهنگهام آپم..... منتظر حضور گرم و سازندتون هستم....[لبخند]

قاسم قلی پور

سلام عبادات قبول موفق و شادکام باشید.

مهرانگیز

دنبال شعری از بودلر بودم که با وبلاگ شما آشنا شدم جالب مینویسی موفق باشی