کلاغ یعنی برگ

درختهای بی کلاغ انگار که مرده باشن تمام روز بیخود و خسته انگار که مرده باشن .

درخت بی کلاغ که درخت نیست ... گُله ! ... یه چیز بیخود و خسته که کنار کوچه همینجور انگار که مرده باشه .

کلاغ یعنی رنگ

یعنی تمام درختهای بی کلاغ ، زرد

یعنی تمام درختهای بی کلاغ ، سبز

همینجور کنار کوچه انگار که مرده باشن .

کلاغ یعنی باد

یعنی سرد

کلاغ یعنی بهار ... یعنی برف

یعنی تمام درختهای بی کلاغ می پوسن انگار که مرده باشن

تمام فصل رگ و ریشه شون می خشکه می ترکه از آفتاب .

کلاغ یعنی مرگ

درختهای بی کلاغ اونقدر گل می دن ، اونقدر می ایستن کنار کوچه که از فرط زندگی انگار که مرده باشن .

یعنی درختهای بی کلاغ انگار که مرده باشن .

 ...

 

امروز کنار پنجره مدام

هیچ کلاغی از کوچه ما نگذشت .  

/ 8 نظر / 9 بازدید
فرشيد

سلام بله کلاغ هم جزئ ميوه جات است اما ...........

Roger

دلم لرزید وقتی خواندم.ذهنیت ات دارد شبیه اواخر عمرِ سیلویا پلت می شود.خیالِ رفتن نداشته باشی دختر!

رضا

كلاغ پير بالاي درخت كاج از تخم بيرون مي‌زند با شاخه‌هاي پهناورش من اين قاب خالي را به درخت مي‌كوبم روي پيله كه از پوست ترك‌خورده‌اش مي‌چكد قار قار قار <فرخ نبوی>

روزبه

درود مطالب زيبا و پرباری بود موفق باشيد اميدوارم با هم بيشتر آشنا شويم بای

آناهيتا رضايی

پيشنهاد می کنم به جای (هیچ )در ابتدای سطر آخر (هی ) رو امتحان کنی