تو را به عطسه های بی وقت

تو را به بوی غریب پیشانی ات

در راه پله های سرد

تو را به همایون هر شب لعنتی م

می شناسم .

تو را به پرتقالهای کوچک سرولات

تو را به بوسه های بی دلیل و لوس

تو را به می خواهمت های همینطوری

تو را به دوست دخترهای ملوس

تو را به همایون هر شب لعنتی م

می شناسم .

تو را به تق و تق تخمه شکستن هات

تو را به نق و نق چرا خوابیدن بی وقت

تو را به نگاههای چیزی نگوی بهار

تو را به همایون هر شب لعنتی م

می شناسم .

تو را به هر جا که باشی

تو را به با هر که بخوابی

تو را به از دور که می آیی

تو را به بوی دختر همسایه به پیرهنت

تو را به همایون هر شب لعنتی م

می شناسم .

تو را به گوجه سبزهای درشت

به انارهای سفید عصر

تو را به من

تو را به تو

تو را

به همایون هرشب لعنتی م

بگو

کجا رفته ای

 

 

 

 

/ 7 نظر / 11 بازدید
Roger

انگار پروانه های بنفش تار به تارِ پیراهنت را گریه می کنند این بیاتِ راجعِ من نیست اما بلدم برایت گریه کنم گریه کنم از حیف حیف گریه کنم از این غروبِ بی کِیف با هوایی که جامه دران است و کلی چکاوک از پیراهنم تار به تارِ پیراهن ات را و دست های آویزان به دامنت را و گلوت و نگات و صدات و پرتقال های سرولات و خورشیدی که پشتِ شیشه هی خمیازه همیشه گم شده ها بر میگردند شبیهِ ای پری کجایی همایون های همیشه گوش کن چکاوکی با هوهوی باد می خواند یاکسی توی باغ بیداد می خواند

جواد

اگر ميخواهيد درآمدي كافي داشته باشيد و اگر ميخواهيد درآمد مطمئن و قانوني مطابق با قوانين نظام جمهوري اسلامي ايران داشته باشيد كافي است به آدرس هاي اينترنتي نوشته شده در وبلاگ سري بزنيد و ثبت نام كنيد لازم به توضيح است كه در صورت وجود هر گونه سؤال در ارتباط با ثبت نام ، با ايميل بنده در ميان بگذاريد.

مرضيه

اميدوارم رفته باشه پی بهار نارنج چراش رو نمی دونم

علی چلچله

يعنی چه ؟ ناگهان پرده را رها می کنی و هی بيداد و هی همايون و هی بيات راجع به چی حرف می زنی آیا؟ من شعورم زیاد است روشنفکرم سارت خوانده ام من باید معنی این حرفها را بفهمم هیچ چیزی نباید از من پنهان بماند قدر یک مورچه حتی نباید از دنیا بماند پروانه هایی به هر رنگی حالا به هر چه قشنگی دلیلی ندارد نباید نمی شود امکان ندارد

گاليا

خيلی خوبه

رضا

دوستش نداشتم. :( فکر کنم بقيه هم موافق باشند که کار خوبی نبود.