خواب دیده بودم

مردانه سُم به سینه اش کوبید .

یال و کوپال برهنه ای در باد

آب از نعره های بلندش می پرید .

انگار افتاده بر جانی سرد

تکان خفیفی بر کمرگاه و

درد

یعنی تمام ...

 

خواب دیده بودم

عروسی با النگوهای پهن

پاشنه بر گونه ام انگار

دلش با کسی ست

- مردی از گلوگاه من -

چپیده میان بغض های کودکی ام بود .

گاهی دست بر کوهان های کج

گاهی لب

بر پبشانی بلندش

یعنی

تمام ...

 

خواب دیده بودم

پیرهنش را کمی ...

خواب برده بودش یعنی

ناز می کشیدش گاهی

کوهان لغزیده زیر انگشتهاش

- مردی که بر جناق سینه ام خواب -

مثل گربه ای کوچک

زبان گرسنه بر گلوگاهش

یعنی

بخواب .

 

...

 

خوابم ربوده از کنج خانه ات

ینگه ای پیرم به جمعه های سرد .

تعبیر تمام روزهای هفته ام

آهی بود

که ناقه ای خُرد را

شبانه عروس کرد .

 

/ 8 نظر / 11 بازدید
رخشا

اولين جمعه ی سرد سالی پر ز بلوا

محمد آشور

تلخ بود و شيرين بهار عزيز عالی بود

پرديس

اينجا هميشه زنی هست که خاکستر گيسوانه بلندش را به باد سپرده و جادو زمزمه می کند... اوراده قديم و اسفاره قديم تر... من اين قدمت را و اين جادو را بسيار دوست دارم...

حامد رحمتی

می خوانمت چنان که بايسته ای شعر خوبی بود شاد باشی

اميد

مرسی

پژمان

«نميدانم در کجای جهان ايستاده ام که عصای شکسته ام به زمين نميرسد» منتظر شما و نظراتتان هستم موفق باشيد