امشب به شیشه می مانم
شقیقه های گره
اخمهای یعنی " مهربانم با تو "
تلنگر خاموش هر که گاه می گذرد
آرام از روی میز
می غلطم ...

روزهای تلخ این حدود نمی گذرد
من دیگر
                 هیچ            از تو             نمی دانم
خبری نیست .
از هول عجیب ارتفاع
لنگان می روم از حال
و با تلنگر خاموش هر که گاه می گذرد
آرام از روی میز
می غلطم ...

انعکاس تنم
آفتاب زیر بام
رد می شوی از انگشتهای کوچکم
من
مهربانم               مهربانم
لبخندم گاهی به اخم می کشد
من
مهربانم ولی
که با تلنگر آرام هر که گاه می گذرد
خاموش از روی میز
می غلطم ...

***

امشب
سخت به شیشه می ماند تنم
تَرَک به اندام لرزانم.

من
هرکه می گذرد را
این بار
رانده ام از خود
و با تلنگر آرام هر که می رود
خاموش
درد می کشم
...


/ 6 نظر / 10 بازدید
علی چلچله

اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟

مينا

حبسیات

خيلی زيبا بود.موفق باشی با شعرهای هرچه بيشتر و هم چنان

رسول رخشا

خوبه که هنوز ،خوب می نويسی

آقای کلمه

سلام! خوب بود اما وقتی همچينکارايی می خونی مشکل اينجاست که نه چيزي برای تعريف کردن دارند نه اينکه ميشه گفت ازلحاظ ساختاري فلان حسن يا عيب رودارند يه جورايی خنثی هستند طبق عادت مرسومند از خودشان پا بيرون نمی ذارند ! شاد باشی