از او گذشته بود
مادرم
تنها کنار اتاقم
خوابش ربوده بود
از او گذشته بود
دستی به شانه هاش
از من ولی هنوز
...

کال کال ، انارم
به تنهایم باغ این حدود
از من ولی چه زود ...

من گاز نیمه ام به گونه ات
تازه ولی
رام نمی شوم
من وحشی ام
به چال عمیقم زیر چشمهام
کبود
از من ولی چه زود ...

تنها هنوز
کنار اتاقم بود
از من ولی چه زود
از من چه حیف
زود
از من
گذشته بود ...

/ 8 نظر / 10 بازدید
شهرام

سلام راستی چرا تمام تابستان انار بود از خانه به ديوار سر زديم بوی تاب و سپيدار از هميشه باد بود باداباد هرچه عروس است پاييز آرام آرام شعرش را روی پشت بام پهن می کند

علی چلچله

خستگی دنیا آمدن است یکجور راحت است آدم توی خستگیش خستگی خواب نیست بیداری است هیچ کس توی خستگی تنها نیست

حامد رحمتی

سلام ممنونم از ايميل تان شعر را خواندم شعر بعد از اين که وارد پاراگرف دوم شد برای من جالب شد البته قسمت پايانی شعر متناسب با اوايل شعر نبود موفق باشيد

رسول رخشا

بعضی وهم ها گيج می شوند گرد سرمان و سر گيجه ی ما ...

پرديس

از من ولی چه زود... از من چه حيف...

اميد

:)

احسان

سلام بنفشه جون فقط میتونم بگم وقتی خوندمش حالت جادو داشت و من انگار روی هوا بودم. نمیدونم از خوبیشه یا از بدیش. فقط خیلی حس خوبیه. دوسش دارم.