من مادرم هستم

 
از اوراق مفقوده ی صُحف
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ مهر ۱۳٩٠
 

تا من ساره باشم

تو ابراهیم

که هجای بلندِ نام ام

افساری ست بر کنیزکان چموش

که دامن ام از ملیله و میخک

با خنکای باد در گیس ام

من حلولِ باغ ام در تو میان آتش

امّا

هاجر نمی شوم .

 

تا تو صدایی باش

که در پیچ پیچِ مغز می پری

من

نمرودِ خواب زیر پشه بند

کابوسِ ترکه های خیس

کبریتِ نیم سوخته در باغ

هزار طفلِ مشروع در دامن ات

اسحاق

و لرزشِ مرگ در خرناسه های نیمه شب ام .

 

رها کن اسماعیل ات را میانِ " مِنی "

من میشِ افتاده از ابرم

چشم̊ حنا و پروار

با شیطانی خوار

در مردمک هایم

بزن

که جای تیغِ تو بر گلویم

عید می شود .

 

تا من صنم

بگردان تبر به گِردِ تن ام

که دستِ راستم " هُبَل "

که انحنای گردن ام " عُزّی " ست

و هربار سقوطِ  من بر خاک

بازوی خلیل است و سنگی سیاه

بر سنگی سیاه

بر ...

 

بچرخ

دورِ اوّل

دعای اسماعیل و لبخند هاجر است

تکرارِ مداوم مرگ در حفره های سر

و گَردِ موهای ساره که با باد ...

 

دو بار

سه بار

تا دورِ هفتمِ این طواف

ردّ بوسه هایم از تو

پاک می شود .