من مادرم هستم

 
شعری از من در " کتاب شعر " ویژه نامه ی هشتم مارس
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٩
 

 

آوازهای در باد خوانده ی داوود*

 

این رختخواب تو نیست

هزار تاکِ زمرّد به پایه های خمیده ی تخت

و صنوبرِ صدساله ای کنار اتاقت

که بارِ یاقوتش چراغ نیست

 

این حرصِ جویده زیر دندانم استخوان کیست ؟

دنباله ی حریر دامن اش

افتاده بر پهلوی رام

خوابیده بر ناقه ای گران

گیسویش طلا

آویزِ خلخال هایش طلا

و جهازِ زربافت اش بر کوهان

تا حجله می رود

 

این خانه نیست

" ذاتُ العماد"ِ خیالت

و این کتاب که لای انگشتهای تاقچه می بوسد

قرآن نیست

کمی میان ستون های مرمرینِ اتاق

یا لای پُرزهای زعفرانیِ فرش

صبر کنی اگر

صدای " زبور " می شنوی

 

نگاه کن چطور

پا در رکابِ حلقه ی فیروزه ات ایستاده ام

من ملک الموتِ قهرم

گیسویم شب است

آویزِ خلخال هایم شب است

با ردای گَردگرفته ی ارزان

به اتاقِ خوابت آمده ام

 

تا کمی مانده به پایه های زمرّد تخت

بخواب

لب های این ناقه ی پیر را به دندان نگیر

بیا با نعره های بلند من امشب بمیر

شَدادِ پشیمانِ من !

شَدادِ پشیمان !

 

 

 

 

* نام داستانی از شهریار مندنی پور

 

 

 

http://www.ketabeshear.com/March8_11/banafshehFarisAbad