من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ آذر ۱۳۸٧
 

از این خط به آن طرف ، خانه ی شماست

 

دست به عروسک هایم نزن

من همسایه ی شما نیستم

نه خواهرت

نه دخترعموی خنگِ زشت

دست به عروسک های من نزن

گریه می کنم

 

برو

دست پدرت را بگیر و میان آوازهایش بچرخ

آلوچه بلیس

و با تمام دختران کوچه برقص

من بزرگ شده ام

اینجای پیرهنم را نگاه ...

موسرخِ کاکلی !

من دوست تو نیستم

 

دست به مدادهایم نزن

نقاشی های تو زشت است

من پروانه می کشم به دفترت

تو هرچه می کشی پیدا نیست

دست به مدادرنگی هایم نزن

سیاهی انگشتهایت را

به دماغم نکش

 

امروز قهرم

فردا قهرم

هفته ی بعد هم قهرم

عروسک هایم را بده

سیب های حیاط مان را

خنده های بلندم را

جیغ های نیمه شب ام را بده

پروانه های کوچکم را

...

دست به گیس های من نزن امشب

تابِ شوخی ام نیست برو

دیگر

بازی نمی کنم با تو ...