من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٧
 

 بخش دیگری از یادداشت های Jim Perry بعد از بازگشت به خانه ی پدری اش در نیویورک


پیدا که شد

پاک از یاد برده بود

مرا که آویز به رِگال شکسته ای

در کنج تاریک گنجه اش

جا مانده بودم


تفریح ظهرهای بی مشق اتاق

جایی میان النگوهای نقره ی مادرش

یا میان پرزهای کلاه خواهرش

جایی کنارِ جای خودش

مانده بودم


پیدا که شد

خطّ  اتو کشیده ای از کت و شلوار دامادی

در سمت روشن گنجه

گلویم را برید

لا به لای انگشت های نگران اش ماند

گلوبند پاره ام

و همبازی ترسوی بی حواس

از لای درز باریک در

پرید ...


بیا این توپ

خطوط روشن رنگ

بر شعاع ناپیدای چشم هایم

قل می خورد آرام

تا کنار پیپ شکسته ی پدر


تفریح شب های بی عروس اتاق ات را

جایی میان کاغذهای پاره ی املا

انداخته ای

رفته ای

مرا

عروسک بی سر

مرا

عروسک بی پا ...