من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٧
 

 خرمای دشتستان ام

خیرات پنج شنبه های مادرم

با شیرهٔ غلیظ لب هایم

میان سینی قلمکار

پخش می شوم


تسبیح چند هزار دانه ای

پیچیده در حواشی سبز سجّاده ات

من

صد بار ذکرِ بعد از سلامِ تو ام

ببند قامت از ابتدای دامن اش

که خواب دیده ام

عروس خانه ات

آبستن است

 


نذر کن مرا

حلوای انگشت هایم

در بشقاب های دور۫ طلا

به استجابتِ آن دعای صد ساله ات

که شُکر

پای شیطان از خانه

بریده شد

 


صبر کن

گام های سنگینِ این سایه

می گذرد از اتاق تان

من خسوف کامل ام

به رخت های سپید

که تا به قبله بگردانی ام

در این نمازِ ترس

این ماهِ گرد گرفته

می رود از رختخواب تان ...