من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٧
 

 

" ای دل خام طمع " وای  " دل خام طمع "  !

 

گود ، گود

کاسه محدب چشمهام

گرداب تُنگ هفت سین ات

دیواره های دایره با ضربه های منگ

حباب گرد مردمک هایم

دست بر قضا

کور شد .

 

این دُم طلا

پَرِ نارنج 

لغزیده به روشنای سفره ات

منم

که از هفت سق سیاه

بهاری ندید

لب ورچینِ معشوقه بی خیال

نازکشانِ بعد از تحویل سال را ندید .

 

بگیر ساق سبزه ای به دهانم 

بزن به بلور گرد

رقص رنگین باله هایم

شگون اولین شبانه امسال تان ...

 

که دُم طلا

پر نارنج

شاه ماهی عید ندیده

با پیشانی سیاه و فلس کبود

تاب اش به بوسه های تعطیل نبود

و گرداب تُنگ برایش

بر هفت سین خانه کوچک ات

دست بر قضا

گور شد .