من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٦
 

 

جادوی ام به چشمی ست

روی پیشانی

عجوزه ای زشت

بر جاروی اش

که پنج شنبه هایت از ماه می گذرد .

 

یکی سیاه

سپید

ردیف محدب دندان هایم

انفجار لبخندی ست

و با تکرار تقویم

هر سال

گیسوی دختران خوشبخت را

آتش می زنم .

 

جادوی ام به ناخن های دراز

عجوزه ای

خم

بر جاروی ام

که پنج شنبه هایت از ماه می گذرد  .

 

نوش کن

این شراب بیست ساله گی

که مبارکبادِ عبور هرساله ام

از چشمهای خوابت را

یادت رفت ...

 

ببین

با کلاهِ کشیده ام اگر

با سه چشم

یکی خون بر پیشانی ام

بر جارو یی کج از شاخه انار

اگر

بر بام دیدی ام امشب

یقین کن

که داستانی شوم

در راه است ...