من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٦
 


صفحه دوازدهم از یادداشت های  Jim Perryبعد از بازگشت به خانه پدری اش در نیویورک

 

حق با من بود .

داستان ، داستان مهمان خوانده بود و تالار پشیمان .

خوابهای تلخ و وردهای غریب بوده داستان . رختخواب چرک و رویای وارونه . من بوده جایی ، شبی ، مست از جیغ کودکان نُنُر . مهمانِ خوانده بوده من و تمام شهر پنهان به گنجه های تنگ رفته بوده داستان .

حق با من بود .

آداب غریب شهر ، باغهای سیب و انار ، میخک های صورتی ، کم رنگ ، پرتقالهای اندازه دست به دست ، جایی انگار کج رفته بوده داستان .

حق با من بود .

اتاق خواب مردهای خانگی ، پروانه های قاب ، دختران شنگول بی حواس ، همسران برهنه با منگوله های تخت و تمام شهر جایی میان کت و شلوار مردانه اش ، آویز بوده داستان .

صبحانه های به وقت ، حمام نزدیک صبح ، غریبه گرد گرفته بر نیمکت حیاط و شاخه ای انار که هرز رفته بر دیوار همسایه  ...

حق با من بود .

داستان ما ، داستان مهمان خوانده بود و تالار پشیمان ...