من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٦
 

کاش تا شب نیامده می مُردم

عصر هر امروز هفته ام

انگار قلابی سخت

گیر به اقبال هرزم

آویز چاهی عمیق

تاوان چاله های پریده از سرم

 
قلابی سخت

گیر به اقبالم

سوز نیشتری انگار

به نخاعم

قاب ام کن بالای تخت

خال خال بالم سیاه

چیزی میان کلاغ

چیزی میان گیاه

چیزی میان پروانه ام

 
کاش تا شب نیامده می مردم

بالهای نخ نما

تاوان چاه های پریده از سرم

قاب ام کن بالای تخت

نقشی به چهار گوش دیوارت

با فنجانی تلخ میان انگشتهات

نگاهم کن

به عصرهای تنهایی ات

 
عصر هر امروز هفته ام انگار

قلابی گیر در اقبال هرز

دست خطی کج بر پیشانی ام

یا شب

دست پاچه به چاه

تاوان چاله های پریده از سرم

یا که با دریده بالهای نازکم

به قاب می افتم
.
.
.

کاش تا شب نیامده می مردم

کاش تا شب نیامده می مردم

تا شب نیامده ...