من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ دی ۱۳۸٦
 


تلخم تمام

رسوای از راه رسیده به خوابم

لو رفته میان گندمی هایی از عسل

هو رفته بر دماغ سوخته ام خندید

باد

 

تلخم قبول

همینم که هست

نه چالی به چانه ام

نه گیسی از نمک

نه عناب ، رنگی به لُپهای سرد

آویزه از کنار لبهام

زهراب

چنگالی کج

گره میان ابروهام

تلخم تمام

 

حالا بپاش

مهتابِ زود رسیده از ابتدای عصرم

لو رفته میان گندمی هایی از عسل

تلخابه ای گند

به پیمانه های سرخ

عناب گونه های قند

بساب

به چرخ و به رقص شبهایتان

حالا بریز مرا به شهر

شاباش دختران زنگوله پایتان

...