من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳۸٥
 

من پر از شاخه های بافته ام به هم

که انار داده ام زیاد

انارهای سفید 

                     برای عصرهای پاییزی ات

کسی در اتاق سرفه می کند

انگار پروانه کوچکی از بازوی راستم می پرد

و برگهای ریخته ام را باد ...

امروز مادرم

دانه دانه مرا تا کوه تشییع می کند

و باز می آید

                     با شاخه های بلند بر شانه هاش

پر از شاخه های بافته ام به هم

من

برای بادهای عصر

انگار کسی در کوه می خواند

شانه های بهار تیر می کشد

و تو را کنار آتش عصر خواب می برد

برگهای ریخته ام را

                        باد می برد .