من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٦
 


خواب دیده بودم

مردانه سُم به سینه اش کوبید .

یال و کوپال برهنه ای در باد

آب از نعره های بلندش می پرید .

انگار افتاده بر جانی سرد

تکان خفیفی بر کمرگاه و

درد

یعنی تمام ...

 

خواب دیده بودم

عروسی با النگوهای پهن

پاشنه بر گونه ام انگار

دلش با کسی ست

- مردی از گلوگاه من -

چپیده میان بغض های کودکی ام بود .

گاهی دست بر کوهان های کج

گاهی لب

بر پبشانی بلندش

یعنی

تمام ...

 

خواب دیده بودم

پیرهنش را کمی ...

خواب برده بودش یعنی

ناز می کشیدش گاهی

کوهان لغزیده زیر انگشتهاش

- مردی که بر جناق سینه ام خواب -

مثل گربه ای کوچک

زبان گرسنه بر گلوگاهش

یعنی

بخواب .

 

...

 

خوابم ربوده از کنج خانه ات

ینگه ای پیرم به جمعه های سرد .

تعبیر تمام روزهای هفته ام

آهی بود

که ناقه ای خُرد را

شبانه عروس کرد .