من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٦
 
نگونش به چاه اندر انداختند                     سر چاه را بند بر ساختند


گوساله ای
گوساله ای
علف که زیر دندانهات صدا می کند
باز
گوساله ای .
من
بال بال آویزان به چاهم
تو
گوساله ای
لگد به زانوی راستم را
به دیوار می سایم
درد را به استخوانم
گوساله ای .

بی شال و پیرهن به کوه دویده ام
تو
موی سیاهم را
گوساله ای
بال بال به چاهم را .

غیظ می ترکد به دندانهات
لگد به انگشتهای تایم را
گوساله ای
تازه آوازت می خواند
شب گرسنه
گوساله ای
آب دهانت را به پیشانی ام
...
من
بال بال دهان چاهم
که گوساله ای
به دیوار می کشم
با عنکبوتی که چاه را
دهانش دوخت .

شب
استخوانم شکسته بود .