من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ امرداد ۱۳۸٦
 
من اما حیف
به خانه نمی آیم .

به چای دم کشیده صبح
هوای بالکن کوچک
به کبوتر بُق کرده روی بام
نمی آیم .

من اما
به انگار هر شبم از لرزه های خفیف
به " نمی لرزد ، بخواب ِ " بهار
به من تو را که شاد می خواهمت
حیف
نمی آیم .

من اما حیف
به پرده های تاریک
به صبحانه های با همِ خواب آلو
به لُپ های باد کرده بهار
در شبهای همیشه شاد می خواهدم
نمی آیم .

به جمعه های علی صبح
با کلاه کمی کج
به قاب های شبیه روی طاقچه
امیر
به بوی عجیب عود
در آشپزخانه گرم ...

من اما
به هیچِ این خانه نمی آیم
که تهوع بهار
از چشمهای دریده ام می زند
که من تلخ       سگم
به هیچِ این خانه حتی ...

بیا ببوسمت
که من تورا بار آخر است
دیگر
حیف
به خانه نمی آیم ...