من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ تیر ۱۳۸٦
 

"بنفشه های مُرده " را

و مار زخم خورده را

فرار کن فرار کن

که من شتر

که گاو

خر

کنایه گو و کله خر

زبان اژدهام را

فرار کن فرار کن

به سمفونی جینگولم

تو را سولیست می کنم

اِسی بیا قبول کن

قبول کن  فرار کن

به یک پاساژ سخت من

سولیست را بپرورم

خدای خالتورِ من !

فرار کن فرار کن

اِسی ! اِسی ! نگاه کن

که من شتر

که گاو

کر

شبیه بتهوون شدم

و کینه جو و کله خر

سونات آخری م را

فرار کن فرار کن

همی تورا به آرشه ای

همی تو را به زخمه ای

" به حالت دِِلِی دِلِی "

به کوچه ای

به دخمه ای

................

همین چهار جمله را

سونات بی کادانس را

فرار کن

فرار کن !