من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ تیر ۱۳۸٦
 

وَ ما علّمناهُ الشِعر

که چیز دیگریست آن

وَ ما علّمناهُ الشِعر

که یاد نمی گیرد حیف

وَ ما علّمناهُ الشِعر

که شعر، کشک است نزد این طیور

وَ ما علّمناهُ الشِعر

که علف به دهان گاو می ماند انگار

وَ ما علّمناهُ الشِعر

...

وَ ما علّمناهُ الدرد

که دیو است شادمان چسبیده به هیبتش

وَ ما علّمناهُ العشق

به زرشک می ماند این وهم

وَ ما علّمناهُ المرگ

که زوال ندارد این مارِ به انبار خزیده

که حتی

وَ ما علّمناهُ الزهر

...

وَ ما علّمناهُ الشِعر

که این همان جهنمی ست

که وعده داده بود ...