من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٦
 

صد سال بعد ، از کاغذهای پروانه دار قشنگ ، باز بیدار می شوی و روی من راه می روی که آهسته اینجا خوابیده ام .

چراغهای خاموش را می شماری که من آخرین چراغم به گوشه راست و تو کوچکترین ستاره به پشت بام .... و شهر به آسمان راه نمی کشید .

صد سال بعد ، تمام تونوشت های من از خواب می پرند که این بار تو پروانه باش ، من باد ...

دارم از درد ، من انگار

و از مرگ دارم انگار من

باز می ترکم .

کاش مرا

کوچک

اینجا

بنویسید

مُرد ....