من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٦
 

گفتم : " اعصاب من قوی تر از این حرفهاست که فکر می کنی ."

اعصابم قوی تر از اون حرفها نبود که فکر می کرد .

گفتم : " چیزی که نیست ، این موضوع کاملا بر می گرده به شرایط جوی و زیست محیطی و عاطفه کوچکترین نقشی در ارتباط ننگین انسانها با هم نداره . "

چیزی بود که اون موضوع کاملا بر می گشت به شرایط جوی و زیست محیطی و عاطفه کوچکترین نقشی در ارتباط ننگین انسانها با هم نداشت .

گفتم : " مجبوربم ... رفتن بهار مث سینما رفتن شماست ، برمی گرده بالاخره یه روز ... "

برنمی گشت .

گفتم : "مهم نیست ! "

مهم بود .

گفتم : " زندگی اصولا سخته ولی من اعصابم قوی تر از این حرفهاست ."

زندگی اصولا سخت نبود ... اعصاب من زیاد ضعیف بود براش...

***

" دوستان من کجا هستند ؟ "

دوستان من کجا هستند ؟.............