من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٦
 

رگهای آبی ام بال شده اند ، من یک روزه بوده ام تمام ....

و روی تخت آرام باد می کنم .

بهار دیر می رسد ، امیر می میرد و من صدای تو را زیر گوش چپم گرم ... یادم نمی رود .

راه زیادی نمانده است ، یک روزه بوده ام تمام عمر و بالهای کوچکم چروک می شوند هی .

گریه های بلند کنید برایم که تمام مردانی که خواسته ام  عکسهای مرا پاک می کنند

 و بالهای کوچکم عرق کرده تا می شوند .

" چه خوب که نبوده ام "

.......

صدای تو را زیر گوش چپم تلخ ... یادم نمی رود

امیر می میرد

و بهار دیر می رسد این بار

بهار دیر می رسد .

من تنها یک روزه بوده ام تمام ...