من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٥
 

بافتهٔ موهامو باز کرد ، نفهمیده بودم . بعد اینجوری خندید گفت "موهاتو بافتی خوبه ، جمع و جور شدی یه کم"...

دروغ می گفت .

یه کم نشست .... بعد رفت .

موهامو دوباره مث اولش بافتم .

زود خوابیدم اون شب .