" ...

و از این آفتاب ، از این بعدازظهر ، هیچ چیز باقی نخواهد ماند ، حتی یک یادبود .

سراسر زندگیم پشت سرم است . تمامش را می بینم . شکلش را و حرکتهای کندی را که مرا تا اینجا آورده اند .

مطلب چندانی برای گفتن درباره اش نیست ...

...

حالا می خواهم مثل  " آنی" عمل کنم ، می خواهم بیشتر از خودم عمر کنم .

بخورم ، بخوابم . بخوابم ، بخورم .

به کندی و آهستگی وجود داشته باشم ، مثل این درختها ، مثل یک گودال آب ، مثل نیمکت قرمزرنگ تراموا . "            

      Jean-paul sartre

 

 

چهارشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٥ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ توسط بنفشه فریس آبادی نظرات ()
استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز می باشد .