من مادرم هستم

 
En deuil
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ دی ۱۳٩٢
 

برمی‌گردم به قرن‌های دیگری ازمن. سطور نانوشته‌ای می‌شوم پیش از اختراع ،و خطوط رویش مو بر شانه‌هایم را معنا می‌کنم که بشود "آه". برمی‌گردم به انهدام زمین. یخ‌های توی مردمک‌ام آب می‌شود. لب‌هایم به اشتباه می‌افتند. و شکلِ سیاره‌ات با مدارِ طلایی‌اش کشف می‌شود بر سنگ،سال‌ها بعد ... برمی‌گردم به ابتدایِ قرون.چندصدسالِ مانده به میلادت را صبرمی‌کنم میانِ انهدام و اقیانوس ... اقیانوس ... اقیانوس : خطوطِ ریزِ پیچ پیچ بر اندامِ آخرین افرایی که یادم مانده است... رفته‌ام به قبل . به نعره‌هایِ از سرِ تنهایی . رفته‌ام تا بشوی زحل. سرخوشانه بچرخی میانِ اشتباه و کشف . و تا میلادت هنوز قرن‌ها وقت مانده باشد.