من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۱
 

عبارت است از من ، در شکل جامد زنی چسبیده روی مبل ، مجذوب
صحنه های فجیع قتل . عبارت است از سیاهی مجعدی آویز از طبقه ی هفت ، و جسمی که میان طبقات فرد دست و پا می زند . عبارت است از فروش ویژه ی شاهرگ به شرط انسداد ، فروش تمام عکس های تمام قد به شرط انتزاع ، و کسی که هنوز با سیاهی مجعدی به دور گردنش- تعلیق بخش خاصی از حیات - اشتباه می شود ... عبارت است از برعکس ، یعنی برعکسِ فرضِ پرت شدنش روی سکوی حوض ، یعنی خلاف تصور ارتکاب مرگ توی حیاط که می شود همین: عبارت ساده ی "خداحافظ راپونزلِ مهربانِ من ! ". یعنی انقراض هر شکل جامد از هر زنی که روی مبل ، مجذوب هر صحنه ی بی بدیلِ هر قتلی ست و پرتابش ازطبقه ی هفت به مقصد باغچه ، یعنی خلاصی جسم سنگینی از میان طبقات فرد ، به شرط قتل .
عبارت است از انحراف به شرط مرگ . شکل سیاه شده ای از گیسی همیشه بلوند و تقدیم نسخه های جدیدش به شرط انتشار ... تقلیل
تدریجی این صحنه می شود همان : خداحافظ راپونزل مهربانِ من !