من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۱
 

موچ ام ، از اول . دوباره عکس بگیر از چشم های ترسیده ام روبه روی لنز و از تغییر ناگهانی فصل در مردمک هایم . سه ، دو ، یک . زمستان تا زمستان در زمستان به زمستان . بیا از اول قابم بگیر در هیبت پروانه ای سوزن زده روی دست چپ ات . نقش ام را بکوب . پیله تا پیله به پیله در ...بیا از اول در مقاطع تحصیلی خاص مشقم کن دوباره بیست بگیر . بزرگم کن ، قدّم را بلندتر بکش ،مویم را سیاه تر و در مواقع خاص ، طبق عادتِ هر صبحانه با نان و پنیر و رادیو مرادوباره به مدرسه بفرست . یا بزرگ ترم کن حتی . جَلدم کن به قرآنِ آویزِ آیینه در رنویی قدیمی . بِبرَم ، بیاورم ، ببرم تا دوباره برنگردم به حالت قبل . ببرم به رونویسی کتاب فارسی در ایوان ، جمله سازی پنج شنبه زنگ اول ، ویران به ویران در ویران ... موچ ام ، بزرگ ترم کن . معشوقه ی احتمالی مردهای زاغ موبلندترم کن ، مِترِس از پیش تمرین شده در ساعات خاصِ سال ، سه ، دو ، یک ، کات ، ولش کن برود
...

قطعن حواسم نبود ، حق با شماست جناب مدیر ، حق با تق و توق کفش های بچه هاست روی اعصاب ملتهب ام ، حق با  روزنامه ی عصر باشد اصلن ، ستون ثابت گریه و لبخندهای اشتباهیِ معلم بزک کرده ای که من ام  ، بیا ببرم روبه روی میزِ آقای رییس ، اطاعت بی حد بنفشه ی بدخلق بی انعطاف ، چیزی درست مطابق حواس چندگانه ی ایشان ، لبخند ، سه ، دو ، یک ، فلش ، بغض در بغض به بغض تا بغض ...

موچ ام ، همین جا بایست ، صبر در مواقع خاصی از حیات قطعن بحث قابل بسطی ست در جلسات تحلیل . صبر در ضرباهنگی عصبی در دایره ی استُپ رقص ، صبر،  میان همه ی رفقا و بچه های احتمالیِ دلتنگِ من .صبر در دقایق بی نقص خداحافظی ، صبر در تجسم صحنه های معمول خیانت به شیوه ی رایج و صبر در باقی مراحل تکمیل ...

موچ ام ، خلاص ... من قاطیِ همه ی آدم هایی که یادم نیست ، در وضع مزخرفی که یادم نیست ، به تمام مقاطعِ مفت- رفته ی حیات ، لبخند می زنم و حواسم نیست حتی ، که شما به رغم تمام بچه هایی که در من مشق می نویسند ، بیست گرفته اید ...