من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ دی ۱۳۸٥
 

روزهای حرام شده ام را

و حیف حیفِ کنارش خوابیده ام را

چال می کنم

پنج شنبه پاییز

در حیاط پشتی این باغ .

بلوار "سرولات" و دستهای امیر

میوه های نارسیده با گلوی برادرش

با بهار بهار و مرا ...

زشت شده ام

شبیه دوستان دبستانی ام

با سینه های تخت و لپهای کبود

تمام پرتقالهای این باغ

از چشم به راهِ کسی که کال مانده اند

و من

پلاسیده بر زانوی راست مادرم

شانه های دست خورده ام را

چال می کنم

با اولین باران امسال

پنج شنبه

کنار درختهای پرتقال .