من مادرم هستم

 
t
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٢
 

من "به محضِ شدن" ام . شکل گردِ چهارخانه‌ای‌اَم زیر پا که بیفتد، به شرطِ جنگ ، می‌ترکد یاخته‌های رنگی‌ام وَ به محضِ آن‌که بشود ، جهانِ جنگ‌زده آواره می‌شود توی پایتخت ... من به محضِ جنگ ، به شرطِ عدل در تقسیم لاشه و زمین ، نفس می‌کشم و پاره‌های هیچ تنی را به خودش پس نمی‌دهم باز. که انفجارم شیوع ضجه و خاک برسری‌ شود میان جماعتِ آشنا به ضجه و خاک برسری. من "به محضِ اعتدالِ زمین"ام که به فراخورِ موضوع ، دست و پای شما را به دیگری ، و پستان و ران‌های دیگری را به دیگری تحویل می‌دهم . پس بی که بدانید چه می‌کنید ، ضامن را بکشید و به رغمِ "شاید شهادتِ مفت" مرا زیر پای عزیزتان بیندازید تا تکه‌های دست‌خورده‌اش را تقدیم‌تان کنم باعشق ...پس من "به محضِ شهادت"ام ، و فاتحانِ لنگِ خرمشهر ، هرگز با پای خودشان به دیوارهای پایتخت نازل نشدند ...