من مادرم هستم

 
برای بی‌غیرتی‌هایم
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ بهمن ۱۳٩۱
 

به انواع دیگرش فکرکن، به مثلن جای من باشی اگر، جسم بی‌جانی افتاده روی مبل که به انواع دیگری فکر می‌کند. یا مثل من باشی اگر، چای مستأصل نیم‌خورده‌ای که روی میزِ آخرت،کنار نوشته‌ی آخرت ماند، که فرض کن یعنی من همانم. فکر کن به دلواپسی، به انفعال، به عصرهای جمعه‌ی بی‌رادیو ،به "ایزابِل"، پارک‌وی، و خانه‌ی کوچکی حوالی بلوار گلستان. فرض کن جای منی حالا، که دلت برات تنگ شده بدجور، که بنشینی روی مبل، تا بخیه‌ی زیر ابرویت آرام جدا شود از پلک،بعد برایت از "افسردگی‌های موضعی‌ام "بخوانم و تو کِیف کنی. به انواع دیگرش فکرکن، به تصور خودت لای دیوارها، به فحش، به احتمال سیلیِ محکمی که عینک‌ات را پرت کند به کنج، به جای من به خودت فکرکن . ترشیِ غلیظی از توی معده‌ات بالا می‌آید، بعد مزه‌ی آهنیِ خون توی دهانت پخش می‌شود وَ ... وَ ... وَ ...

وقتی که برگردی.......اگر برگردی......... برایت خواهم گفت که چه‌قدر دلم می‌خواست جای تو باشم ...