من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٧
 


ترتیل ناهماهنگی از عذاب

لالای بالای پیشانی ام

با ختم هفتاد بار ِ این کتاب

دستش در محاسن مرطوب

بیدار مانده بود .

 

این قاری از ده بالاست

که با هفت آیه عنکبوت

در پود پیرهنم دویده است

دنباله دستارش سبز و ردایش طلاست

و با هر تکان خفیف اش به چپ

راست ، بهار

لب لرزه های شبانه اش از نو ...

 

بیا با تاب میخکی میان انگشتهات

عزای من امروز است

با چراغ های روشن به طاقی های گرد .

بخوان به کوک هماهنگ این مرد

ترتیل هفتاد آیه عنکبوت

به تار گیسویم .

 

بگو بزن به دنباله دستارش

که نیش قافیه ام من در این کتاب

و با شکسته خط معلق به سنگ

بگو بخوان میان غزل هایت

کسی از ردیف کلاغ های بام

کم شده است ...

 


 
 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٧
 

 

" ای دل خام طمع " وای  " دل خام طمع "  !

 

گود ، گود

کاسه محدب چشمهام

گرداب تُنگ هفت سین ات

دیواره های دایره با ضربه های منگ

حباب گرد مردمک هایم

دست بر قضا

کور شد .

 

این دُم طلا

پَرِ نارنج 

لغزیده به روشنای سفره ات

منم

که از هفت سق سیاه

بهاری ندید

لب ورچینِ معشوقه بی خیال

نازکشانِ بعد از تحویل سال را ندید .

 

بگیر ساق سبزه ای به دهانم 

بزن به بلور گرد

رقص رنگین باله هایم

شگون اولین شبانه امسال تان ...

 

که دُم طلا

پر نارنج

شاه ماهی عید ندیده

با پیشانی سیاه و فلس کبود

تاب اش به بوسه های تعطیل نبود

و گرداب تُنگ برایش

بر هفت سین خانه کوچک ات

دست بر قضا

گور شد .