من مادرم هستم

 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٦
 

زودتر برو ...

که شانه راستم از تو

و من از تو

بر شانه راستم سنگین شده است .

زودتر برو

که من پنج شنبه ام

یکی مانده به آخر هفته بعد

که تو باز دیر می رسی و من

از تو

بر شانه راستم خوابیده ام .

امروز را بار آخر است

که دیده ام تو را

باز که برگردی

دست بر شانه ام حتی

نمی رسی

باور کن

امروز را که بار آخر است

یعنی

خداحافظ ...

 


 
 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٦
 

من مادرم هستم

یعنی من

مادرم

از تو

می ترسم .

من مادرم هستم

یعنی نگاهش هی به دانه های انار

به مادرم می چسبد گاه

مادرم انار

می ترسم .

من مادرم هستم

یعنی

تنها من

مادرم هستم

یعنی که هیچکس ...

و تنها من

جار می زنم همه جا را

که نگاهش کنید

که چه قدر

من از پوست

می ترکم

و چه قدر شبیه انار

می ترسم .

یعنی

تکه ای از من

رفته است

یعنی مادرم انار

و من انار .

یعنی می ترسم

که من

یک بار دیگر

نگاهش

و من

یک بار دیگر دستهاش

و من

واریس بنفش پاهاش

...

من انار هستم

یعنی که مادرم

دو بار

به باد رفته است ...



 
 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸٦
 

بیا مرا حرام کن

که من گلابی آخرم به این درخت

بیا مرا

به گاز کوچکی روی گونه ام ...

بیا مرا

به دستهای مادرم

نگاه کن

که من عجیب

شبیه فصل آخرم

که من گلابی ام

بیا مرا

به گاز کوچکی

حرام کن .

...

بیا مرا نگاه کن

که زیر این درخت ، من

بیا مرا کثیف

تلخ

که "من گلابی ام "

تمام شد

بیا مرا

حرام شد ...

 

...


 
 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٦
 

قرارم نیست

قرارم نیست به پیله

طاقتم

که مرا بر شانه تو می برند تا ظهر

نماز اول وقت .

قرارم نیست برو

که پیله ام تنگ و طاقتم تمام

هفت روز و هفت شب که نبینی ام

...

تمام ...

***

برمی گردم

شبیه تو می شوم کمی

شبیه بهار

با دستهای کوچکتر کمی

شبیه تو

برادرم

شبیه علی با کلاه کوچکتر کمی

شبیه تو

مریم

شبیه برادرم

بهار

شبیه مادرم گاهی

شبیه تو می شوم کمی

شبیه غزال

پدرم

با دهان کوچکتر کمی

شبیه بهار

برادرم

امیر

شبیه علی

کوتاهتر کمی

سایه

با موهای صاف تر کمی

شبیه بهار

شبیه تو می شوم

........

قول می دهم

شبیه تو

آخرین پنج شنبه مرداد

که باز

برمی گردم ...



 
 
 
نویسنده : بنفشه فریس آبادی - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٦
 

مرگ به خانه ام آوردی مرگ

به اتاقم درد

به گلویم زهر

به لحافم

مرگ

به خانه ام آوردی

مرگ ...

تلخ کنارم نشسته ای

این بار

بمیر

که درد به بازوی چپم زهر صدای توست

که مرگ به خانه ام تویی

بمیر ...

***

خوابم نمی برد باز

چسبیده ای انگار

لزج !

بمیر

که مرگ به انگشتانم ...

درد به اتاقم

زهر به گلویم

به لحافم مرگ

به خانه ام آوردی تو

مرگ به خانه ام آوردی

تو

مرگ به خانه ام ......